عاشق ,زندگی ,معشوق ,موسیقی
موسیقی ادم رو می بره توی اوج رمان های عاشقانه لحظه ایی که دو عاشق از هم جدا می شن دیگه هیچ وقت همدیگه رو نمی ببینن همدیگه رو می سپارن به خاطره ها واقعا محتوای همه ی موسیقی های ما این شده فراق و بی وفایی خوب ادم می ترسه دل بسپره خوب چه کاریه ادم عاشق نشه ازدواج نکنه ته همش جداییه یا همون خواننده می گه عشق بیماریه چرا عشق طنز نیست همش غمه و گریه اس اه اصلا اگه یه معشوق عاشق رو رها کرد عاشق بخنده برقصه چرا این اتفاق نمی افته اصلا مگه باید بعد مادی معشوق از ادم سلب بشه تا اون درد و زجر دوری بکشه مگه معشوق باید به ادم نیرو ی زندگی بده کل ادبیات غنایی و موسیقی رو زیر سوال بردم نمی گم عاشق نشیم اما واقعا عشق ابکی از ما یه شخصیت خود باخته و وابسته می سازه مثلا همون گاو ساعدی شخصیت اصلی عاشق یه گاو بود اخرش هم گاو شد ادمی به یه چیز خیلی علاقه مند می شه سعی می کنه خودش رو هم جهت با اون سوق بده اقا درست چشمت رو باز کن درست عاشق شو که اگه مخاطبت گاو بود بعدا از گاو شدنت پشیمون نشی نگو دست خودم نیست چرا دست خودته تازه قراره یه عمر باهاش زندگی کنی خوب اگه نمی خوای عمرت تلف نشه و دیدی هم کم اوردی طلاق می گیری ولی بهاش یه مهر طلاقه و همسر سابق  دارم با نفس گرم حرف می زنم ولی کسی از دل من خبر نداره دوست دارم عشق بعدی که قراره توی زندگی ایم اتفاق بیفته من خودساخته و قوی کنه از من یه ادم   کامل بسازه انسان تر بشم اخه چرا بعضی ها مثل میکروب های جوب عمل می کنن
منبع اصلی مطلب : تراوشات خطرناک
برچسب ها : عاشق ,زندگی ,معشوق ,موسیقی
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

پو اس ام اس : به پای هم پیر شویم اما کو پای ماندن